تبليغاتX
نگارانه
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب ..... تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم
 حصار
حصار مرا در هم خواهد شکست

تنها حصار است که مرا نابود خواهد کرد

.

.

.


|+| نوشته شده توسط نگار در شنبه 16 آبان1388  |
 محصور
ساده ترین چیزهایی که در زندگی من وجود داره

سخت ترین چیزهاییه که در زندگی تو وجود داره

.

.

.

من همیشه دوست داشتم از این چیزی که هستم آزادتر باشم

نه محصورتر .....


|+| نوشته شده توسط نگار در جمعه 15 آبان1388  |
 برای تو
برای تو می نویسم

برای تویی که اندوهت اندوه من است

برای تویی که لبخندت زندگی من است

برای تویی که گره خوردن ابروهایت، قلبم را می فشارد

برای تویی که شادی چشمانت نفسم را تازه می کند

برای تویی که لحظه ای بی تو نیستم

برای تویی که نگاه سردت روحم را تیره می کند

برای تویی که نگاه گرمت زندگی را در من زنده می کند

برای تویی که آغوشت آرامش زندگی من است

برای تو

برای تویی که دوستت دارم

برای تویی که همیشه دوستت دارم

.

.

.

|+| نوشته شده توسط نگار در پنجشنبه 14 آبان1388  |
 عروسی
فردا شب عروسی "ن" هست

قبلا اینجا نوشته بودم جریانش رو

دختر 15 ساله ما میخواد عروس بشه

نمیدونم باید خوشحال باشم یا ناراحت

به هر حال

فردا میرم که توی لباس عروسی ببینمش

.

.

.

|+| نوشته شده توسط نگار در دوشنبه 11 آبان1388  |
 قحطی
چیزی در دستان تو بود

که در هیچ جای دنیا نیست

.

.

.


|+| نوشته شده توسط نگار در یکشنبه 10 آبان1388  |
 قحطی
چیزی در چشم های تو بود

که در هیچ جای دنیا نیست

.

.

.


|+| نوشته شده توسط نگار در یکشنبه 10 آبان1388  |
 اشتیاق
من صدای علیرضا قربانی رو خیلی دوست دارم

خیلی زیاد

به نظرم از اون صداهای آسمانی داره

آلبوم اشتیاق با صدای قربانی بی نظیره

با شعر فوق العاده ای از فریدون مشیری

.

.

.

بگذار سر به سینه من تا بگویمت

اندوه چیست

عشق کدامست

غم کجاست

بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان

عمریست در هوای تو از آشیان جداست

|+| نوشته شده توسط نگار در شنبه 9 آبان1388  |
 .....
مرا دردیست اندر دل

به خون دیده پرورده

ولیکن با که گویم راز

چون محرم نمی بینم

.

.

.


|+| نوشته شده توسط نگار در جمعه 8 آبان1388  |
 گمشده
چیزی در آغوش تو بود

که در هیچ جای دنیا نیست

.

.

.



|+| نوشته شده توسط نگار در جمعه 8 آبان1388  |
 دلانه
امشب دلم میخواست مشهد باشم

مشهد برای من جای عجیبیه

اصلا یه حس عجیبی به امام رضا دارم

تو حیاط حرمش که میشینم احساس آرامش عجیبی دارم

دلم براش تنگ شده

.

.

.

پ.ن: دلم برای تو هم تنگ شده..... این جام آتشین، دیریست ره به حال خرابم نمی برد

|+| نوشته شده توسط نگار در پنجشنبه 7 آبان1388  |
 
 
بالا